محمد الريشهري

161

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

7 / 8 مراعات ترتيب اهمّيت 5124 . صحيح البخارى به نقل از ابن عبّاس : هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله مُعاذ بن جبل را به سوى مردم يمن فرستاد ، به او فرمود : " تو نزد گروهى از اهل كتاب مىروى . از اين رو ، مىبايد نخستين دعوت تو از آنان ، دعوت به يكتا شمردن خداوند متعال باشد . اگر توحيد را شناختند ، به آنان باز گو كه خداوند ، در شبانه‌روزشان ، پنج نماز بر آنان واجب كرده است و هر گاه نماز را به پاى داشتند ، به آنان بگو كه خداوند ، در اموالشان زكات قرار داده تا از بىنيازشان سِتانده شود و به تهىدستشان داده شود . پس هر گاه بِدان اذعان كردند ، از آنان زكات بگير و از گزيده اموال مردم ، اجتناب كن " . 5125 . التوحيد به نقل از ابن عبّاس : مردى باديه‌نشين نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! از شگفتىهاى دانش به من بياموز . فرمود : " تو با اساس علم چه كرده‌اى كه حال ، خواهان شگفتىهاى آن هستى ؟ " . آن مرد گفت : اساس علم چيست ، اى پيامبر خدا ؟ فرمود : " شناخت خداوند ، چنان كه بايسته اوست " . باديه‌نشين گفت : شناخت بايسته خداوند چيست ؟ فرمود : " او را اين گونه بشناسى كه نظير ، شبيه و انباز ندارد و او يگانه ، يكتا ، ظاهر ، باطن ، اوّل و آخر است و همسنگ و همسان ندارد . اين است حقّ شناخت خداوند " . 5126 . تنبيه الغافلين به نقل از عبد اللّه بن مسوّر هاشمى : مردى نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و گفت : نزد تو آمده‌ام تا از شگفتىهاى علم به من بياموزى . فرمود : " تو با اساس علم چه كرده‌اى ؟ " . مرد گفت : اساس علم چيست ؟ فرمود : " آيا پروردگار عز و جل را شناخته‌اى ؟ " . گفت : آرى . فرمود : " در اداى حقّش چه كرده‌اى ؟ " . گفت : آنچه خدا خواسته است [ ، انجام داده‌ام ] . فرمود : " آيا مرگ را شناخته‌اى ؟ " . گفت : آرى . فرمود : " براى مرگ ، چه فراهم كرده‌اى ؟ " . گفت : آنچه خدا خواسته است [ ، انجام داده‌ام ] . فرمود : " برو و بر اين كار ، استوار باش . آن گاه ، بيا تا از شگفتىهاى علم به تو بياموزم " . پس از آن كه آن مرد پس از گذشت ساليانى باز گشت ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " دستت را بر دلت بگذار و هر آنچه را براى خود نمىپسندى ، براى برادر مسلمانت نپسند و هر آنچه براى خود مىپسندى ، براى برادر مسلمانت بپسند . اين ، از شگفتىهاى دانش است " .